تبلیغات
زنگ تفریح - مطالب ابر طنز
تعداد بازدیدهای این مطلب : نفر

آخرین کلمات به نقل از عزرائیل

پنجشنبه 14 مرداد 1389 03:00 بعد از ظهر
طبقه بندی:طنز، 

آخرین کلمات یک برقکار : خوب حالا روشنش کن…

آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم…

آخرین کلمات یک متخصص خنثی بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه…

آخرین کلمات یک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟

آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست…

آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره…

آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟

آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد…

آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟

آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!

آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی…

آخرین کلمات یک دوچرخه‌سوار: نخیر حق تقدم با منه!

آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده‌ام!

آخرین کلمات یک سرنشین اتوموبیل: برو سمت راست راه بازه…

آخرین کلمات یک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.

آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره…

آخرین کلمات یک فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم…

آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم…

آخرین کلمات یک قهرمان: کمک نمیخوام، همه‌اش سه نفرند…

آخرین کلمات یک قهرمان اتوموبیلرانی: مکانیک یادش رفته ترمز رو درست کنه!

آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!

آخرین کلمات یک کامپیوتر: هارددیسک پاک شده است…

آخرین کلمات یک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها…

آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری…

آخرین کلمات یک گیتاریست: یه خرده ولوم بده…

آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟

آخرین کلمات یک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم…

آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بیخطره…

آخرین کلمات یک متخصص کامپیوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!

آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!

آخرین کلمات یک ملوان: من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟

آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره…

آخرین کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود.بیماریتون لاعلاجه…

آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بی خطره؟

آخرین کلمات یک پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟

آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد… 


تعداد بازدیدهای این مطلب : نفر

آداب سوار شدن مترو(طنز)

جمعه 27 فروردین 1389 03:00 بعد از ظهر
طبقه بندی:طنز، 

مترو را آداب و ترتیبی بُوَد

این قواعد را بدانی نیست بد

پس دگر در باره ی مترو نگو

"هیچ ترتیبی و آدابی مجو"

"ابن مترو" فیلسوف سال شصت

در کتاب "الهُلیسم"آورده است:

"قبل از آنکه داخل متروشوی

لازماً باید بسازی تن قوی

ابتدا رو سوی سخت افزار کن

روز و شب هی میل و دمبل کار کن

هالتر باید زنی روزی سه سِت

هرستش هم بیست تا ای اسکلت

بین آنها میل کن یک کافی میکس

کار کن بعدش دوتا سِت بارفیکس

توپ ساز این گردن و آن شانه را

این تن و این هیکل ویرانه را

تاکه در مترو نسازندت پرس

دور مانی از غم و از استرس

کار کن اسکات و تن را کن قوی

ورنه آنجا ضربه فنی می شوی



در کلاس راگبی کن ثبت نام

تا که در فینالِ هُل آری مقام

کار کن تا می توانی شیرجه

صندلی بگرفتن آسان نیست که

باید الان ، کوه پیمایی کنی

ریّه ها را قدرت افزایی کنی

بی شک اکسیژن کم آری در قطار

هست در واگن نفس کش بی شمار

حال ، وقت کارِ نرم افزاری است

گرچه این مبحث کمی تکراری است

کار کن بر روی اعصاب و روان

تا مُخت زآسیب مانَد در امان
چون که آنجا هست گوشی ،صف به صف

زنگ ها آید به گوش از هر طرف

هدفونی در گوش خودبگذار کار

گوش خود را دست آهنگی سپار

چون که گاهی ناسپاسی می شود

یعنی یک بحث سیاسی می شود

این یکی دم می زند از آن جناح

آن یکی هم خون اوداند مباح



این یکی گوید که آن اصلح تر است

آن یکی گوید که این روشنگر است

یا که پایی می شود ناگه لگد

می شود شلیک چندین حرف بد

کار کن بر روی ذهنت، جان من

ورنه خواهی گشت چون مامان من

طفلکی چون اهل هل دادن نبود

لای درافتاد گیر و شد کبود

بیمه کن از فرق سر تاپای خود

کّله و آن شانه و هرجای خود

چون که امکان جراحت نیست کم

خرج درمان هم گران است ای ببم

بحث خود را می کنم اینجا تمام

مابقی هم وقت دیگر والسلام"


تعداد بازدیدهای این مطلب : نفر

جوک های خنده دار

پنجشنبه 24 دی 1388 04:00 بعد از ظهر
طبقه بندی:جوک ، 

تركه شبا یه پارچ آب خالی بالا سرش میذاشته و می خوابیده ازش می پرسن آخه خنگ چرا اینجوری می كنی؟ میگه : خوب یه موقع نصفه شب از خواب پا پیشم می بینم تشنم نیست .. اونوقت چیكار كنم؟

 فرق پیر دختر با پیر پسر: اولی موفق نشده ازدواج کنه، دومی موفق شده ازدواج نکنه

یه بابایی پسرشو می‌‌بره آزمایش كنه، ببینه دیوونه است یا نه! دكتر به پسره میگه: برو با این آبكش آب بیار. پدرش میگه: این خسته‌ است، بذار خودم برم بیارم

زندگی مثل شطرنج می مونه .... .... .... البته تو که بچه ای، برو منچ بازی کن

همسایه می بینه بچه ای داره روی پله ها داره گریه میكنه مپرسه :عزیزم موضوع چیه بچه با بغض میگه:بابام او چكش رو انگشتش زد همسایه:پس برای چی داری گریه میكنی بچه :اخه اولش من خندیدم

ترکه بعنوان مهندس کامپیوتر استخدام میشه! آخر وقت روز اول رییس رفت ازش پرسید: خُب، امروز چه کردی؟ ترکه گفت: هیچی؛ کلیدهای کیبورد نامرتب بود، بترتیب الفبا چیدمشون!!

 

heyfe non shab arosish bade seda dar mide mige bia feshare zendegi az hamin alan shoro shod

dardo dele ye bazzaz esfahani: khanom omades parche kharides bordes dades dokhten rsftes bsh to arosi koli raghsides gher dades o poz dades a badi raftes parchero shikaftes pas ovordes miged az rangesh khosham nayomades

 


  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
نوید

همانطور كه از اسم وبلاگ معلومه در اینجا سعی بر این داریم تا یك محیط شاد را برای بازدیدكنندگان محترم ایجاد كنیم.
پذیرای انتقادات همه دوستان هستم.
دوستانی هم كه مایل یه همكاری با این وبلاگ هستند می توانند با ایمیل zangetafrih_ir@yahooo.com تماس بگیرند.


نظرسنجی

  • بازدید کننده...


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نویسندگان

صفحات جانبی

Google Pagerank, SEO tools