جوک . خنده

جمعه 9 بهمن 1388 04:00 بعد از ظهر
طبقه بندی:جوک ، 


یارو میره خواستگاری،ازش میپرسند چه کاره ای؟ میگه:بیکارم،ولی خوشه 1 هستم!!!!!!

دست خود را یک دقیقه روی اجاق داغ بگذارید، به نظرتان یک ساعت خواهد آمد. یک ساعت در کنار دختری زیبا بنشینید، به نظرتان یک دقیقه خواهد آمد؛ این یعنی "نسبیت".


لره موقع مرگش بچه هاشو دور خودش جمع میکنه و دست هر کدومشون یه چوب میده و میگه : بشکنین ، به راحتی میشکنن ، دوتا چوب میده ، میشکنن یه دسته چوب میده ، میشکنن. تیرآهن 14 میده ! میشکنن یارو شاکی میشه ومیگه : بوا !! لر بازی در نیارین ! ایخوم نصیحت کنوم


سلام ، خوبی ؟ یه سوال شرعی داشتم ، دیشب خواب تو رو دیدم ! آیا نماز وحشت بر من واجب است !؟؟


میگن خوشتیپ ها عمرشون کوتاهه خوش به حالت حالا حالا ها زنده ای


گفت مردی به همسرش روزی من بمیرم چگونه خواهی زیست؟ گفت: از چند و چون آن بگذر تو بمیری برای من کافیست!


سیاستمدار کسی است که: می تواند به شما بگوید به جهنم بروید، منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید!

دو تا دیوونه از تیمارستان فرار می­کنن. ریل راه آهنو می­گیرن و راه می­افتن طرف شهر. اولی میپرسه: کی می­رسیم به شهر؟ دومیه یه نقطه رو اون دورا نشون می­ده و میگه: هر وقت این دو تا خط به هم برسن. می­رن و می­رن ... تا اولیه خسته میشه. می­گه: پس چرا نمی­رسیم؟ دومیه برمی­گرده و عقبو نگاه می­کنه و می­گه: فکر ­کنم ردش کردیم


برنامه كودك قم: آخوندصورتی .آخوندودوستان .آخوند شجاع .آخوندریزه .منبرسحرآمیز.اکبر طلبه ای در مزرعه. آخوند لنگ دراز.عمامه قرمزی و پسرخاله.آخوندهای نینجا


یه دختره به یه پسره میگه اگه منو بوس كنی واسه همیشه برای تو میمونم پسره میگه: ممنونم از هشداری كه بهم دادی !!!

یه روز آشغالی میاد دمه خونه ی غضنفر میگه : آشغال دارین؟ غضنفر داد میزنه: خانوم توی خونه آشغال داریم ؟ زنش میگه: آره داریم غضنفر میگه: آره داریم، نمی خوایم


زن یه به شوهرش میگه: شوهر همسایه هر روز صبح که میخواد بره سر کار زنش رو میبوسه! تو چرا این کار رو نمی کنی؟ شوهر میگه: آخه من که زنه رو خوب نمی شناسم !!



جوک های خنده دار

پنجشنبه 24 دی 1388 04:00 بعد از ظهر
طبقه بندی:جوک ، 

تركه شبا یه پارچ آب خالی بالا سرش میذاشته و می خوابیده ازش می پرسن آخه خنگ چرا اینجوری می كنی؟ میگه : خوب یه موقع نصفه شب از خواب پا پیشم می بینم تشنم نیست .. اونوقت چیكار كنم؟

 فرق پیر دختر با پیر پسر: اولی موفق نشده ازدواج کنه، دومی موفق شده ازدواج نکنه

یه بابایی پسرشو می‌‌بره آزمایش كنه، ببینه دیوونه است یا نه! دكتر به پسره میگه: برو با این آبكش آب بیار. پدرش میگه: این خسته‌ است، بذار خودم برم بیارم

زندگی مثل شطرنج می مونه .... .... .... البته تو که بچه ای، برو منچ بازی کن

همسایه می بینه بچه ای داره روی پله ها داره گریه میكنه مپرسه :عزیزم موضوع چیه بچه با بغض میگه:بابام او چكش رو انگشتش زد همسایه:پس برای چی داری گریه میكنی بچه :اخه اولش من خندیدم

ترکه بعنوان مهندس کامپیوتر استخدام میشه! آخر وقت روز اول رییس رفت ازش پرسید: خُب، امروز چه کردی؟ ترکه گفت: هیچی؛ کلیدهای کیبورد نامرتب بود، بترتیب الفبا چیدمشون!!

 

heyfe non shab arosish bade seda dar mide mige bia feshare zendegi az hamin alan shoro shod

dardo dele ye bazzaz esfahani: khanom omades parche kharides bordes dades dokhten rsftes bsh to arosi koli raghsides gher dades o poz dades a badi raftes parchero shikaftes pas ovordes miged az rangesh khosham nayomades

 


جوک

جمعه 13 آذر 1388 04:00 بعد از ظهر
طبقه بندی:جوک ، 

 دوست مثل یه بالشته: اگه ناراحتی روش گریه کن، توخستگی هات بهش تکیه کن، موقع خوشحالی محکم بغلش کن، موقع بیماری سرت رو بذار روش. بالشتتم رفیق

 

غضنفر میره رستوران، گارسون میگه: غذای امروز «كوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با «لیمو» است! غضنفر میگه: «كوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با چی؟

 

 شخصی فاضلانه سخنرانی می‌کرد و می‌گفت: «جلال آل‌احمد فقط یه کتاب خوب نوشته، اونم بوف کوره.» بهش گفتن: بوف کور رو که جلال ننوشته، صادق هدایت نوشته. جواب داد: «دیگه بدتر! یه کتاب خوب داشت، که اونم هدایت واسش نوشته

 

غضنفر یه نفرو حسابی کتک می‌زد و هی داد میزد: کمک! کمک! بهش گفتن: تو که داری اونو می‌کشی، دیگه چرا کمک میخوای؟ جواب داد: آخه گفته «اگر بلند شم، لهت می‌کنم!»

 

غضنفر وارد اتوبوس شد و رفت ساکش رو گذاشت روی یکی از صندلی‌های ته اتوبوس. بعد خودش رفت سه ردیف جلوتر نشست کنار یه آقایی. غضنفر هر چند دقیقه یکبار از وسط جمعیت شلوغ رد می‌شد و می‌رفت از توی کیفش که ته اتوبوس بود، یه تیکه نون بربری برمی‌داشت، و دوباره می‌رفت وسط اتوبوس سرجاش می‌نشست. مسافر کنار دستی بهش گفت: داداش! خب اون ساکت رو بیار، بذار کنارت، که مجبور نشی هی بری عقب اتوبوس و بیایی جلو. غضنفر گفت: زکی! دو تا جا گرفتم که راحت باشم، حالا یکیشو بدم به یکی دیگه؟

 

: یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه نشسته کنار خیابون گریه میکنه. جلو میره و میگه چی شده عزیزم ، پسر بچه میگه سکه ۲۵ تومانی ام را گم کرده ام. مرد میگه اینکه گریه نداره بیا این۲۵ تومانی مال تو! بچه باز هم به گریه کردن ادامه میده < مرد میپرسه دیگه چیه ؟ بچه میگه اگه اون سکه را گم نکرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم!

 

 آبادانیه میره تهرون سوار اتوبوس میشه ، به راننده بلیط میده. راننده میگه آقا این بلیط ماله آبادانه ! آبادانیه میگه : کا چشتو خوب باز کن ! روش نوشته آبادان و حومه!..

 

 یک نفر به خواستگاری رفته وبه دختره میگه: من ادم صبوری هستم دختره هم میگه معلومه اگه ادم صبوری نبودی این دماغ رو چند سال تحمل نمیکردی

 

دایناسور به دوست دخترش میگه بیا بریم سینما دوست دختره میگه نمیام میگه بریم رستوران میگه نه میگه بریم خونه ی من میگه نه بهش میگه همین كارها رو كردی كه نسلمون مونقرض شد!

 

 دانشجوی پسر + دانشجوی پسر = انتظار برای رسیدن دو دانشجوی دیگر جهت بازی حکم! دانشجوی دختر + دانشجوی پسر = عشق دانشجوی دختر + دانشجوی دختر = غیبت از یک دانشجوی پسر

 


  • تعداد صفحات :9
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
نوید

همانطور كه از اسم وبلاگ معلومه در اینجا سعی بر این داریم تا یك محیط شاد را برای بازدیدكنندگان محترم ایجاد كنیم.
پذیرای انتقادات همه دوستان هستم.
دوستانی هم كه مایل یه همكاری با این وبلاگ هستند می توانند با ایمیل zangetafrih_ir@yahooo.com تماس بگیرند.


نظرسنجی

  • به كدام بخش بیشتر علاقه دارید؟


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نویسندگان

صفحات جانبی